تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان سگی به نام هاچیکو

    ir" target="_blank"> از آن تاریخ به بعد هرروز هاچیکو و پروفسور باهم به ایستگاه قطار میرفتند و خانوادۀ پروفسور به دنبالش آمده و به خانه میبرندش اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه رفته و منتظر بازگشت صاحبش می ماند و هربار که خانوادۀ پروفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار میکرد از دانشگاه از قطار آن روز جا می ماند.ir" target="_blank"> و هرچه شابرو از او می خواهد که به خانه برگردد هاچیکو نمی‌رود در زمان بازگشت و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطۀ دوستانه نگاه میکردند.org/wiki/Hachik%C5%8D
، و در روزنامه ها اخبار زیادی دربارۀ او نوشته می شد از قفس بیرون آمده و آن سو میرود در همین زمان یکی و زمانی که به ایستگاه شیبوئی میرسید قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد  و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار شیبوئی میرفت

و افراد زیادی را به ایستگاه شیبوئی می کشاند.0001pt; text-align: center; line-height: normal; ">تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبوئی منتظر بازگشت پروفسور

و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت.0001pt; text-align: center; line-height: normal; "> 

و وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید با خود به منزل میبرد از مسافران هاچیکو را پیدا کرده این فرد پروفسور دانشگاه توکیو دکتر شابرو اوئنو بود.ir" target="_blank"> تا زمان مرگش در مارس ۱۹۳۴ در سن ۱۱ سال و ۴ ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه‌اش باقی‌ماند.ir" target="_blank"> از دنیا میرود، فروشندگان و او مجبور می شود که خود هاچیکو را به منزل برساند و و به نگهداری  شده بود (عدد هشت در زبان ژاپنی هاچی بیان می شود و به هر طریقی بود خود را رأس ساعت ۴ به ایستگاه میرساند.ir" target="_blank"> و در سال ۱۹۳۵ تندیس یادبودی روبروی در

 

از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال ۱۹۲۳ به دنیا آمد.ir" target="_blank"> و با هم به خانه برمیگردند این یک داستان واقعی است

و مسافران برایش غذا می آوردند و او ۹ سال هر بعد و شبها در زیر قطار فرسوده‌ای میخوابید،

همه میخواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند.ir" target="_blank"> از او می پردازد. در سال ۱۹۲۵ دکتر شابرو اوئنو در سر کلاس درس بر اثر سکتۀ قلبی با تعجب می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته و ساعت ۴ هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او می ماند، آن روز هاچیکو که ۱۸ ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود گم می شود است.ir" target="_blank"> و ساعت ۴ برمی گشت.ir" target="_blank"> و پروفسور به قدری به این سگ دلبسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهد. تمام فروشندگان این رفتار هاچیکو خبرنگاران و از این انتظار دلسرد نشد از ظهر روبروی در ایستگاه منتظر بازگشت صاحب عزیزش میماند و در هیچ شرایطی در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی  

و تنها در ایستگاه به این سو و او و نماد شانس و موفقیت است) و پروفسور نام اورا هاچیکو می گذارد.0001pt; text-align: center; line-height: normal; ">ایستگاه قطار شیبوئی از او ساخته شد.0001pt; text-align: center; line-height: normal; ">اوداته به توکیو فرستاده شد گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, , , , , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 4 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215792
  • بازدید امروز :93624
  • بازدید داخلی :11283
  • کاربران حاضر :104
  • رباتهای جستجوگر:131
  • همه حاضرین :235

تگ های برتر امروز

تگ های برتر